على ربانى گلپايگانى

128

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

عبارتى كه در متن آمده است با قسم دوّم سازگار است ؛ زيرا گفته شده است : « تخصص الوجود باضافته الى الماهيات المختلفة الذوات و عروضه لها . . . » ، شكى نيست كه عروض وجود بر ماهيات ، در ذهن است نه در خارج « 1 » ، بنابراين ، اين نوع تخصص وجود ، تخصص مفهومى و ذهنى وجود است نه تخصص مصداقى و خارجى آن . در نتيجه ملاك تخصص مصداقى و خارجى وجود دو چيز است : 1 - حقيقت قائم به ذات وجود . 2 - خصوصيات مراتب تشكيكى وجود . و اين دو ملاك آنگاه همه مصاديق خارجى وجود را شامل مىگردند كه همهء تفاوتهايى كه در واقعيت‌هاى خارجى مشاهده مىگردد ، مربوط به مراتب طولى وجود باشد ، و مثلا تفاوتهايى كه در افراد يك نوع ، مانند افراد نوع انسان و انواع ديگر حيوان وجود دارد ، همگى تفاوتهاى مرتبه‌اى وجود باشند ، ولى اگر گفته شود : كثرت يا تفاوت طولى مراتب وجود اين موارد را شامل نمىگردد ، سؤال مىشود كه ملاك تخصص و تفاوت اين موجودات چيست ؟ از كلامى كه صدر المتألهين ( رحمه اللّه ) در مشاعر ، در اين خصوص ذكر نموده‌اند به دست مىآيد كه ملاك تخصص در اين موارد ( موجوداتى كه در عرض يكديگرند و ترتب طولى ندارند ) ، عوارض وجودى آنها است ، نامبرده در اين‌باره چنين گفته‌اند : « او بامور لاحقة كافراد الكائنات » : يا تخصص افراد وجود به امورى است كه عارض بر وجود مىگردد مانند افراد موجودات مادى . مقصود از « امور لاحقه » ، همان عوارض فردى هريك از افراد پديده‌هاى مادى است . لكن در آينده ( مباحث وحدت و كثرت خواهد آمد كه ، يگانه ملاك تشخص ، همان وجود هرپديده است ، و عوارض فردى چيزى جز نشانه‌ها و امارات تشخص نيستند ، بنابراين باز هم ملاك تخصص ، به وجود و مراتب وجودى برمىگردد ، در

--> ( 1 ) صدر المتألهين ( رحمه اللّه ) خود تصريح نموده‌اند كه مقصود از اين ملاك ، تخصص وجود در اعتبار عقل است نه به اعتبار شئون واقعى وجود . اسفار ، ج 1 ص 46 .